[[{"content_id":52218,"content_number":0,"portal_id":37,"lang_id":"fa","content_title":"شهادت امام موسی کاظم(ع) تسلیت باد","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"بیست و پنجم رجب سالروز شهادت&nbsp;امام موسی&nbsp;کاظم(علیه السلام)، امام هفتم شیعیان جهان در سال 183 هجری است.\r\n\r\nدرباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می کند که علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مک بوده است زیرا هارون فرزند خود امین را به یکی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث که مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه کاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مکیان از مقام خود بیفتند.\r\n\r\nجعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی (ع) و یحیی این معنی را به هارون اعلام می داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی کند. گویند امام هنگام حرکت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار کرد و از او خواست که از این سفر منصرف شود. و اگر ناچار می خواهد برود از او سعایت نکند. علی قبول نکرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالک اسلامی مال به او می دهند تا آنجا که ملکی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول الله از تو پوزش می خواهم که می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افکنم زیرا او می خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزدوالی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند.\r\n\r\nعیسی پس از مدتی نامه ای به هارون نوشت وگفت که موسی بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز کاری ندارد یا کسی بفرست که او را تحویل بگیرد یا من او را آزاد خواهم کرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست که امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمکی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخر الامر یحیی امام را به سندی بن شاهک سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم کرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد که ببیند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش دفن کردند. تاریخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگی گفته اند.\r\n\r\nسخنان برگزیده\r\n\r\n* امام رضاعلیه السلام:&nbsp;زیارَةُ قَبرِ أبی مِثلُ زِیارَةِ قَبِر الحُسَینِ؛\r\n\r\nزیارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعلیه السلام، مانند زیارت قبر حسین&rlm;علیه السلام است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n* روایت شده است:&nbsp;أنّهُ (الکاظِم َ&rlm;علیه السلام) کانَ یَبِکی مِن خَشیَةِ اللَّهِ حَتّى&rlm; تَخضَلَّ لِحیَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛\r\n\r\nامام کاظم همواره از بیم خدا مى&rlm;گریست، چندان که محاسنش از اشک تر مى&rlm;شد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n* امام کاظم &rlm;علیه السلام:&nbsp;ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَکثُ الصَّفَقَةِ و تَرکُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛\r\n\r\nسه چیز تباهى مى&rlm;آورد: پیمان شکنى، رها کردن سنّت و جدا شدن از جماعت.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n* امام کاظم &rlm;علیه السلام:&nbsp;عَونُکَ لِلضَّعیفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛\r\n\r\nکمک کردن تو به ناتوان، بهترین صدقه است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n* امام کاظم&rlm; علیه السلام:&nbsp;لَو کانَ فِیکُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛\r\n\r\nاگر به تعداد اهل بدر (مؤمن کامل) در میان شما بود، قائم ما قیام مى&rlm; کرد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n* امام کاظم&rlm; علیه السلام:&nbsp;لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ؛\r\n\r\nکسى که هر روز خود را ارزیابى نکند، از ما نیست.\r\n\r\nمنبع:http:\/\/www.beytoote.com\/","content_html":"<p style=\"text-align:center;\">بیست و پنجم رجب سالروز شهادت امام موسی کاظم(علیه السلام)، امام هفتم شیعیان جهان در سال 183 هجری است.<\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\">درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می کند که علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مک بوده است زیرا هارون فرزند خود امین را به یکی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث که مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه کاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مکیان از مقام خود بیفتند.<\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\">جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی (ع) و یحیی این معنی را به هارون اعلام می داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی کند. گویند امام هنگام حرکت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار کرد و از او خواست که از این سفر منصرف شود. و اگر ناچار می خواهد برود از او سعایت نکند. علی قبول نکرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالک اسلامی مال به او می دهند تا آنجا که ملکی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول الله از تو پوزش می خواهم که می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افکنم زیرا او می خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزدوالی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند.<\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\">عیسی پس از مدتی نامه ای به هارون نوشت وگفت که موسی بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز کاری ندارد یا کسی بفرست که او را تحویل بگیرد یا من او را آزاد خواهم کرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست که امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمکی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخر الامر یحیی امام را به سندی بن شاهک سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم کرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد که ببیند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش دفن کردند. تاریخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگی گفته اند.<\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:rgb(255,102,0);\"><strong>سخنان برگزیده<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:rgb(51,51,51);font-size:9pt;\"><strong>* امام رضاعلیه السلام:<\/strong><\/span><span style=\"color:rgb(128,0,0);\"> زیارَةُ قَبرِ أبی مِثلُ زِیارَةِ قَبِر الحُسَینِ<\/span>؛<\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:rgb(51,102,255);\">زیارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعلیه السلام، مانند زیارت قبر حسین‏علیه السلام است.<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"> <\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:9pt;\"><strong>* روایت شده است:<\/strong><\/span><span style=\"color:rgb(128,0,0);\"> أنّهُ (الکاظِم َ‏علیه السلام) کانَ یَبِکی مِن خَشیَةِ اللَّهِ حَتّى‏ تَخضَلَّ لِحیَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:rgb(51,102,255);\">امام کاظم همواره از بیم خدا مى‏گریست، چندان که محاسنش از اشک تر مى‏شد.<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"> <\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:9pt;\"><strong>* امام کاظم ‏علیه السلام:<\/strong><\/span><span style=\"color:rgb(128,0,0);\"> ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَکثُ الصَّفَقَةِ و تَرکُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ<\/span>؛<\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:rgb(51,102,255);\">سه چیز تباهى مى‏آورد: پیمان شکنى، رها کردن سنّت و جدا شدن از جماعت.<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"> <\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:9pt;\"><strong>* امام کاظم ‏علیه السلام:<\/strong><\/span> <span style=\"color:rgb(128,0,0);\">عَونُکَ لِلضَّعیفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:rgb(51,102,255);\">کمک کردن تو به ناتوان، بهترین صدقه است<\/span>.<\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"> <\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:9pt;\"><strong>* امام کاظم‏ علیه السلام:<\/strong><\/span><span style=\"color:rgb(128,0,0);\"> لَو کانَ فِیکُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:rgb(51,102,255);\">اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن کامل) در میان شما بود، قائم ما قیام مى‏ کرد.<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"> <\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"font-size:9pt;\"><strong>* امام کاظم‏ علیه السلام:<\/strong><\/span><span style=\"color:rgb(128,0,0);\"> لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ؛<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\"><span style=\"color:rgb(51,102,255);\">کسى که هر روز خود را ارزیابى نکند، از ما نیست.<\/span><\/p>\n\n<p style=\"text-align:justify;\">منبع:http:\/\/www.beytoote.com\/<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2016-05-03 10:17:55","content_date_event":"2016-05-03 10:17:55","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2016-05-03 10:23:59","content_date_register":"2016-05-03 10:21:27","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":6324,"eid":6324,"attach_title":"شهادت امام موسی کاظم(ع) تسلیت باد","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/37\/attach\/201605\/146841_1999173194_150_113.webp","300":".\/cache\/37\/attach\/201605\/146841_1999173194_300_225.webp","400":".\/cache\/37\/attach\/201605\/146841_1999173194_400_300.webp","600":".\/cache\/37\/attach\/201605\/146841_1999173194_600_450.webp","900":".\/cache\/37\/attach\/201605\/146841_1999173194_900_675.webp","1200":".\/cache\/37\/attach\/201605\/146841_1999173194_1200_900.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1999173194,"files":{"original":{"url":".\/file\/37\/attach\/201605\/146841_1999173194.jpg","width":1600,"height":1200,"size":0}}}]}]]